واکسن شش ماهگی
ده روز مونده بود به شب یلدا منو و تو مامانی با عمو حسین رفتیم باغ گل تا واسه اولین شب چله زنموت یه سری تزیینی بگیرن . هوا خیلی سرد نبود و تو هم تو بغل عموت بودی و میچرخیدیم . منم یه باکس خوشگل دیدم و خریدم دیگه آخراش که رسید آبریزش بینی پیدا کردی و همش بی تابی میکردی انگار گرسنت شده بود.واسه همین من و تو رفتیم نشستیم تو ماشین تا بهت شیر بدم .شیر خوردی و یه کوچولو خوابیدی . مامانی و عمو اومدن رفتیم خونه . ولی انگار که سرما خورده بودی چون تا سه روز آبریزش داشتی .روز چهارم خیلی بی تابی میکردی و شبش هم تبت رفت بالا و ما خیلی نگرانت شدیم تا 38.5 رفته بود . بهت استامینوفن دادم اما پایین نیومد ساعت 9.30بود که حاضر شدیم وبردیمت بیمارستان کودکان . اورژانس اونجا هم انقدر شلوغ بود که نگو . یه ساعتی منتظر شدیم تا نوبتمون شد البته با پارتی بازی . خانم دکتر معاینت کردو برات دارو نوشت گفت که تب هم نداری . دو روز دیگه وقت واکسنت بود و میگن اگه سرماخوردگی داشته باشی نمیشه واکسن زد منم از خانم دکتر سوال کردم اونم گفت که اگه تب نداشت میتونه واکسن بزنه چون واکسن تب رو تشدید میکنه ....
![]()
بعد ما منتظر شدیم باباجون رفت داروهاتو گرفت و باهم رفتیم خونه . خداروشکر که تبت اومد پایین و دیگه هم تب نکردی.
![]()
چهارشنبه بیست و دوم آذر رفتیم که واکسن شش ماهگیتو بزنی . طبق معمول همیشه اول رفتیم برای قد و وزن و دور سر وزنت شده بود 9 کیلو قدت هم 73 دور سرت 44. بسلامتی شش ماهت تموم شده و خانمه گفت باید غذای کمکی رو واست شروع کنم. هفته اول فرنی -- هفته دوم حریره بادام------دو هفته آخر هم سوپ + قطره آهن هروز 15 قطره
![]()
واکسن شش ماهگی شامل سه گانه -هپاتیت ب و فلج اطفال بود . الهی من برات بمیرم عزیزکم که مامانیت پاهاتو نگه داشته بود داشتی بهش میخندیدی وقتی خانمه واکسنتو زد جیغت رفت هوا . خدارو شکر برای واکسن شش ماهگیت اصلا تب نکردی ..........
منم کلی ذوق کرده بودم که از امروز میتونی غذا بخوری . رفتیم طبقه پایین خونه مامانیت و اونم دستش درد نکنه . یه فرنی خوشمزززززززززززززه برات درست کرد .


واکسن شش ماهگی
